همهچیز دربارهٔ مهره ششگوش | استانداردها و سایزبندی
مهرهٔ ششگوش یا Hex Nut رایجترین مهره در صنعت است، چون با بیشتر آچارها و بکسها سازگار است، روی اکثر پیچها/بولتها بسته میشود و در محدودهٔ گستردهای از مواد و پوششها تولید میگردد. اگر قرار است اتصالی مطمئن، قابل سرویس و اقتصادی داشته باشید، شناخت دقیق استانداردها، کلاسهای مقاومتی و منطق سایزبندی این مهره ضروری است. در این مقالهٔ ۱۰۰٪ تألیفی، همهٔ آنچه برای انتخاب آگاهانه لازم دارید را یکجا میخوانید.
شکل، اجزاء نامی و اصطلاحات کلیدی
روی نقشهها و کاتالوگها معمولاً چهار اندازهٔ کلیدی برای مهره ششگوش دیده میشود:
- d: قطر اسمی رزوه (مثلاً M10 یا 1/2″).
- m: ضخامت مهره (ارتفاع).
- s: آچارخور یا «فاصلهٔ روی سطوح» (Across Flats)، یعنی اندازهٔ سر آچار.
- e: قطر روی گوشهها (Across Corners)، برای کنترل گیرکردن در فضاهای تنگ.
رزوه میتواند راستگرد یا چپگرد باشد؛ راستگرد متداول است، اما در سیستمهای چپگرد (مثل برخی مجموعههای دوار) از مهرهٔ چپگرد استفاده میشود تا اتصال در اثر دوران باز نشود.
خانوادهٔ استانداردها؛ چه چیزی با چه چیزی معادل است؟
در سیستم متریک، مهرهٔ ششگوش «معمولی/استاندارد» با استانداردهای خانوادهٔ ISO شناخته میشود. مهرهٔ استاندارد یا «استایل ۱» همان چیزی است که عموم بازار بهعنوان مهرهٔ ششگوش معمولی میشناسند. کنار آن دو گونهٔ پرکاربرد دیگر نیز داریم: بلند (Style 2) برای جایی که رزوهٔ بلندتر و سطح بارگذاری بیشتری میخواهیم، و باریک (Thin/Low) برای جاهای کمارتفاع یا قفلکردن دوتایی (Jam Nut). در سیستم اینچی هم خانوادهٔ UNC/UNF رایج است که منطق مشابهی دارد ولی با گام و قطرهای اسمی اینچی.
کلاس مقاومتی مهره؛ چطور با گرید پیچ جفت کنیم؟
عدد روی بدنهٔ مهره (مثل 5، 8، 10 یا 12 در متریک) بیانگر حداکثر مقاومت کششی قابل تحمل رزوهها و کیفیت عملیات حرارتی/متریال است. قاعدهٔ طلایی:
- مهره باید حداقل همدرجه یا بالاتر از پیچ/بولت باشد.
برای مثال، پیچ کلاس 8.8 دستکم با مهرهٔ کلاس 8 جفت شود؛ اگر لرزش و بارگذاری ضربهای دارید، ارتقا به کلاس 10 یا استفاده از سیستم قفلکردن را در نظر بگیرید. استفاده از مهرهٔ ضعیفتر، ریسک «کشیدن رزوه» (Thread Stripping) را بالا میبرد حتی اگر پیچ نشکند.
مواد و پوششها؛ صرفاً استحکام کافی نیست
- فولاد کربنی/آلیاژی: بدنهٔ بازار صنعتی. اگر در محیط خشک و داخل سالن هستید، سادهترین انتخاب است.
- گالوانیزهٔ سرد/گرم، روینیکل، داکرومات و…: برای مقاومت خوردگی بیشتر. توجه کنید پوشش ضخیم (مثلاً گالوانیزهٔ گرم) میتواند «تلرانس رزوه» را تحتتأثیر قرار دهد و گاهی نیاز به کلاس رزوهٔ متفاوت یا روانکار مخصوص دارید.
- استنلس استیل (A2/A4): در محیط خورنده (رطوبت، نمک، مواد شیمیایی ملایم). A4 برای محیطهای کلریدی و دریایی مناسبتر است. مراقب گیرایی سرد (Galling) بین پیچ و مهرهٔ استیل باشید؛ روانکاری و گشتاور کنترلشده ضروری است.
- برنج/پلیمرهای مهندسی: کاربردهای الکتریکی، سبکوزن یا ضدزنگ خاص. استحکام کمتر، اما مزایای اختصاصی.
منطق سایزبندی متریک؛ از «M» تا آچارخور
در سیستم متریک، قطر اسمی رزوه با M مشخص میشود (M6، M8، M10، …). برای هر قطر، معمولاً یک «گام درشت» پیشفرض داریم (مثلاً M10×1.5) و گامهای ریز هم برای کنترل بهتر پیشروی، فضای محدود یا کاهش احتمال بازشدن در لرزش بهکار میروند (مثل M10×1.25).
رابطهٔ سادهٔ مهندسی برای مهرهٔ استاندارد این است که ضخامت m نزدیک ۰٫۸d است؛ یعنی برای M10 حدود ۸ میلیمتر، برای M12 حدود ۱۰ میلیمتر و برای M16 حدود ۱۳ میلیمتر. آچارخور s هم طبق الگوی شناختهشدهای پیش میرود: M6 → 10 mm، M8 → 13 mm، M10 → 17 mm، M12 → 19 mm، M16 → 24 mm، M20 → 30 mm، M24 → 36 mm. اینها مقادیر جاافتادهٔ کارگاهیاند و در اکثر برندهای استاندارد میبینید.
چند مثال کاربردی سایزبندی
- M6: گام درشت 1.0؛ m≈5؛ s=10. پرکاربرد در بدنههای فلزی سبک، تجهیزات خانگی و الکترونیک صنعتی.
- M8: گام درشت 1.25؛ m≈6.5؛ s=13. انتخاب همهفنحریف برای شاسیها و فریمها.
- M10: گام درشت 1.5؛ m≈8؛ s=17. نقطهٔ تلاقی استحکام و دسترسی ابزار.
- M12: گام درشت 1.75؛ m≈10؛ s=19. برای سازههای سبک تا متوسط.
- M16: گام درشت 2.0؛ m≈13؛ s=24. در فیکسچرینگ و سازههای سنگینتر.
- M20: گام درشت 2.5؛ m≈16؛ s=30. برای بیسپلیتها، انکرها و ماشینآلات.
نکته: اعداد بالا «راهنمای انتخاب سریع» هستند. برای طراحی حساس (تلرانسهای دقیق، بارگذاری خستگی، یا فضای بسیار تنگ) همیشه دیتاشیت سازنده را مبنا بگیرید.
سیستم اینچی؛ UNC و UNF در یک نگاه
در سیستم اینچی قطر بهصورت کسر بیان میشود (مثلاً 1/4″-20 UNC یعنی قطر یکچهارم اینچ با ۲۰ دندانه در اینچ). UNC (گام درشت) مونتاژ سریعتر و تحمل آلودگی بهتری دارد؛ UNF (گام ریز) قفلشوندگی بهتر و کنترل دقیقتر پیشروی میدهد. معادلسازی مستقیم بین M10 و 3/8″ ممکن است وسوسهانگیز باشد، اما هیچگاه مهرهٔ متریک را روی پیچ اینچی (یا بالعکس) نبندید—even اگر «تقریباً» بخورد.
خطاهای رایج در انتخاب و بستن مهره
- کلاس نامتناسب با پیچ: رزوهٔ مهره قبل از شکست پیچ هرز میشود؛ اتصال ظاهراً محکم است اما در بارگذاری واقعی میلغزد.
- بیتوجهی به پوشش و روانکاری: گشتاور همانِ همیشه نیست؛ پوششهای اصطکاککاه یا افزاینده، گشتاور سفتکردن (Torque) را تغییر میدهند.
- بیتوجهی به فضای آچارخور: s و e را با محفظهها، دیوارهها و ابزار موجود چک کنید؛ در فضاهای تنگ احتمال گیرکردن گوشهها بالاست.
- اختلاط گامها: M10×1.25 با M10×1.5 تفاوت دارد. شروع رزوه شاید «شروع» شود، اما در چند دور اول هرز میشود.
قفلکردن اتصال؛ فقط به گشتاور تکیه نکنید
برای مقاومت در برابر لرزش و شوک، از راهکارهای تکمیلی استفاده کنید:
- واشر فنری/دندانهدار: راهحل سادهٔ کارگاهی، اثر محدود در لرزش شدید.
- مهرهٔ قفلی (Nyloc/All-Metal Lock Nut): گزینهٔ حرفهای برای حفظ پیشتنیدگی.
- مواد قفل رزوه (Threadlocker): از درجههای کم تا قوی؛ مراقب سرویسپذیری باشید.
- دوتاییکردن با مهرهٔ نازک (Jam Nut): قفل مکانیکی با پیشبار مخالف.
ترکیب درست این روشها با کلاس مناسب مهره، عمر اتصال را چشمگیر افزایش میدهد.
گشتاور بستن؛ چرا یک «عدد جادویی» نداریم؟
گشتاور قابلاتکا تابع چند عامل است: قطر و گام رزوه، کلاس پیچ و مهره، روانکاری، پوشش سطحی، سختی تکیهگاه و حتی مهارت اپراتور. اگر به پیشتنیدگی تکرارپذیر نیاز دارید، سراغ روشهای دقیقتر بروید: آچار ترکمتر کالیبره، روش گشتاور-زاویه، یا کششسنج (Bolt Tensioner). برای کارگاههای عمومی، داشتن «چارت داخلی» متناسب با متریالها و روانکارهای واقعی خودتان هوشمندانهتر از تکیه بر اعداد کتابی است.
انتخاب سریع بر اساس محیط و کاربرد
- داخل سالن، بارگذاری متوسط: فولاد کلاس 8 با پوشش روی یا فسفاته، گشتاور کنترلشده.
- فضای باز و رطوبت: فولاد با گالوانیزهٔ گرم یا استنلس A2؛ روانکار مناسب.
- دریایی/کلریدی: استنلس A4 با قفل رزوهٔ مناسب برای جلوگیری از گالینگ.
- دمای بالا: مهرهٔ فولادی آلیاژی مقاوم به حرارت یا آلیاژهای خاص؛ از پلیمرها دوری کنید.
- دسترسی ابزار محدود: بررسی s و e، یا استفاده از مهرهٔ باریک/آچار رینگی مناسب.
چکلیست کنترل کیفیت و مونتاژ
- بررسی مهر استاندارد/کلاس روی بدنه.
- بازرسی رزوه با گیج مناسب (GO/NOGO) اگر اتصال حیاتی است.
- پاکیزگی و روانکاری قبل از بستن.
- گشتاوربندی مرحلهای و الگوی ضربدری در اتصالات چندپیچه.
- نظارت دورهای بر پیشتنیدگی در تجهیزات لرزشی.
مهرهٔ ششگوش ساده بهنظر میرسد، اما پشت این سادگی مجموعهای از تصمیمهای مهندسی خوابیده: انتخاب استاندارد و کلاس، جورکردن گام و قطر با پیچ، لحاظکردن محیط و پوشش، و کنترل گشتاور/پیشتنیدگی. اگر این منطق را رعایت کنید—و چند عدد کلیدی مثل s و m را دمدست داشته باشید—در ۹۰٪ سناریوها اتصال شما هم ایمنتر خواهد بود و هم اقتصادیتر. برای ۱۰٪ حساس باقیمانده، به دیتاشیت برند منتخب تکیه کنید، آزمون عملی کوچک بگیرید و چارت گشتاور اختصاصی خودتان را بسازید؛ این همان جایی است که اتصال خوب به اتصال «حرفهای» تبدیل میشود.
سوالات متداول در مورد مهره شش گوش
۱) فرق مهره ششگوش معمولی با Heavy Hex چیه؟
مهره Heavy Hex هم آچارخور (s) هم ضخامت (m) بزرگتری داره و برای اتصالات سنگین/سازهای بهکار میره. نتیجه: تحمل بار بالاتر، فضای ابزارگیری بیشتر، و گشتاور بستن بالاتر.
۲) آچارخور مهرههای رایج چقدره؟
الگوی کارگاهیِ متریک معمولاً اینه: M6→10mm، M8→13mm، M10→17mm، M12→19mm، M16→24mm، M20→30mm، M24→36mm. (برای طراحی حساس، دیتاشیت سازنده را مبنا بگیر.)
۳) میشه مهره کلاس پایینتر از پیچ بست؟
توصیه نمیشود. مهره باید همکلاس یا بالاتر از پیچ باشد تا خطر هرزشدن رزوه (thread stripping) قبل از رسیدن پیچ به تنش شکست کاهش پیدا کند.
۴) برای جلوگیری از بازشدن در لرزش چی کار کنم؟
سه راه امن: مهره قفلی (Nyloc/All-metal)، چسب رزوه (Threadlocker) با گرید مناسبِ سرویس، یا دوتاییکردن با Jam Nut. در اتصالات حیاتی، گشتاورِ کنترلشده و روانکاریِ درست را فراموش نکن.
۵) A2 و A4 در مهره استنلس چه فرقی دارند؟
A2≈304 برای محیط عمومی مرطوب مناسب است؛ A4≈316 مولیبدندار و در محیطهای کلریدی/دریایی مقاومتر است (ولی احتمال گالینگ بیشتر است—روانکار بزن و گشتاور را مدیریت کن).



